زبان مجاری

مجاری
مجاری: magyar
بیان[ˈmɒɟɒr ˈɲɛlv]
زبان بومی در مجارستان و مناطقی از:

 رومانی
 صربستان
 اسلواکی
 اسلوونی
 اوکراین
 کرواسی
 اتریش
 اسرائیل
 ایالات متحده آمریکا

 استرالیا
شمار گویشوران
۱۵–۱۴ میلیون  (۲۰۰۵)[۱]
لاتین (الفبای مجاری)
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
مجارستان، اتحادیه اروپا، اسلواکی (زبان محلی), اسلونی (زبان محلی), صربستان (زبان محلی), اتریش (زبان محلی), برخی از حقوق رسمی در رومانی، اوکراین و کرواسی
تنظیم‌شده توسطانجمن زبان‌شناسی مجارستان
کدهای زبان
ایزو ۱–۶۳۹hu
ایزو ۲–۶۳۹hun
ایزو ۳–۶۳۹hun
این نوشتار شامل نمادهای آوایی آی‌پی‌ای است. بدون پشتیبانی مناسب تفسیر، ممکن است علامت‌های سوال، جعبه یا دیگر نمادها را جای نویسه‌های یونی‌کد ببینید.
پراکندگی مجاری‌زبانان در اروپا

زبان مَجاری (به مجاری: magyar nyelv) زبانی از خانواده زبان‌های فینو-اوگری و شاخه زبان‌های اوگری و بی‌پیوند با دیگر زبان‌های هندواروپایی است.[۲][۳]

این زبان ۱۳میلیون گویشور دارد که ۹٫۵ تا ۱۰میلیون از آنان در مجارستان کنونی و نزدیک به دو میلیون در سرزمین‌هایی می‌زیند که تا پیش از جنگ جهانی یکم در پادشاهی مجارستان جای می‌گرفتند. بزرگ‌ترین بخش از این گروه با ۱٫۴میلیون‌تن جمعیت در رومانی و باقی در کشورهای اسلواکی، کرواسی، صربستان، اوکراین، اتریش و اسلوونی سکنی دارند. از این گذشته نزدیک به یک‌میلیون مجاری‌زبان هم در سراسر جهان پراکنده‌اند.

دسته‌بندی و تاریخچه

زبان مجاری عضوی از خانواده زبان‌های اورالی است. ارتباط بین مجاری و سایر زبانهای اورالی در دهه ۱۶۷۰ مورد توجه قرار گرفت و خانواده زبانی، که در آن زمان فینو-اوگری نامیده می‌شد در سال ۱۷۱۷ تأسیس شد. مجاری به همراه زبان‌های مانسی و خانتی سیبری غربی (در منطقه خانتی-مانسی) به‌طور سنتی به شاخه زبان‌های اوگری در گروه فینو-اوگری منصوب می‌شد، اگرچه اعتبار این گروه دیگر مشخص نیست.[۴][۵][۶][۷] با اضافه کردن زبان‌های سامویدی به این خانوادهٔ زبانی در ابتدا تصور می‌شد که زبان‌های فینی و اوگری (فینو-اوگری) نزدیکی بیشتری باهم نسبت به شاخه زبان‌های سامویدی دارند، اما این مطلب اکنون مورد تردید است.[۸][۹][۱۰]

نام مجارستان (به لاتین: هونگاریا) می‌تواند نتیجه تغییرات صوتی منظم اوگری/اونگری باشد و به نظر می‌رسید این واقعیت که اسلاوهای شرقی از مجارها به عنوان اُگری/اُگرُو یاد می‌کنند این مطلب را تأیید می‌کند.[۱۱] همچنین واژهٔ لاتین شدهٔ اونْگْرُی (به یونانی بیزانسی: Οὔγγροι) خود وام‌گرفته از واژهٔ غز اُن-اُگور، به معنی ۱۰طایفهٔ اُگور است. اُگور نام مشترک طایفه‌هایی بود که به کنفدراسیون قبایل بلغار پیوستند و در بخش‌های شرقی مجارستان پس از آوارها فرمانروایی کردند.[۱۲][۱۳][۱۴]

پیوند آوایی

آواهای بی‌شماری بین مجاری و سایر زبانهای اوگری مرتبط است. به عنوان مثال، /a:/ در مجاری در موقعیت‌های خاص مربوط به /o/ در خانتی بوده و همچنین /h/ در مجاری مربوط به /x/ در خانتی است؛ همچنین /z/ مجاری در آخر واژه به حرف خانتی /t/ در آخر مرتبط است. به عنوان مثال: ház [haːz] در مجاری را می‌توان به خانتی xot [xot] هر دو به معنی «خانه» و مجاری száz [saːz] را به خانتی сот [sot] به معنی «صد» همانند کرد.[۱۵]

فاصله بین زبانهای اوگری و فینی بیشتر است، اما همانندی منظمی دارند.

آوای [f] در مجاری در زبان‌های فنلاندی و استونیایی برابر با آوای [p] است:

مجاری فنلاندی استونیایی معنا
fa puu puu درخت
fél pelätä pelgama ترسیدن
fészek pesä pesa آشیانه

[k] در مجاری منطبق با [k] در فنلاندی و استونیایی پیش از واکه‌های جلویی است:

مجاری فنلاندی استونیایی معنا
könny kyynel küünistama اشک
kéz käsi käsi دست، بازو
kivi kivi سنگ

[h] مجاری برابر با [k] در فنلاندی و استونیایی پیش از واکه‌های پشتی است:

مجاری فنلاندی استونیایی معنا
hal kala kala ماهی
ház kota koda خانه (مجاری)، کلبه (فنلاندی و استونیایی)
húgy kusi kusi پیشاب

[t] در مجاری منطبق است با [t] در آغاز واژه در فنلاندی و استونیایی:

مجاری فنلاندی استونیایی معنا
tél talvi talv زمستان
tud tuntea teadma, tundma دانستن
tavasz touko teki (گرفته‌شده از 'tekkima') بهار

در میان واژه‌های [z] مجاری به [t] در فنلاندی و [d] یا [t] در استونیایی تطبیق وجود دارد:

مجاری فنلاندی استونیایی معنا
ház kota koda خانه (مجاری)، کلبه (فنلاندی)
kéz käsi: käte- käsi: käte- دست، بازو
fazék pata pada دیگ

الفبا

صفحه‌کلید مجاری دارای کلیدهای ő ű و cs dz dzs gy ly ny sz ty zs
A Á B C Cs D Dz Dzs E É F
G Gy H I Í J K L Ly M N
Ny O Ó Ö Ő P (Q) R S Sz T
Ty U Ú Ü Ű V (W) (X) (Y) Z Zs

حرف‌های درون دوکمان تنها برای واژگان بیگانه کاربرد دارند.

نمونه‌های زبانی

کتابی مجاری از سده‌های میانه
  • Jó napot (:یو ناپُت) :روزخوش
  • Viszlát (ویسلات):بدرود (نیمه‌رسمی)
  • Elnézést! (النیزیشت) :ببخشید!
  • Köszönöm (کؤسؤنؤم) :سپاسگزارم
  • Mennyi? (مِن‌نی) :چه اندازه؟
  • Igen :آره
  • Nem :نه
  • Nem értem (نِم ایرتِم) :نمی‌دانم
  • víz (ویز):آب
  • bor :باده
  • sör (شؤر): آبجو
  • tea (ته‌آ):چای
  • tej (تِی):شیر (نوشیدنی)
  • Szeretlek (سِرِتلِک): دوستت دارم.

جستارهای وابسته

منابع

  1. Anna Fenyvesi: Hungarian Language Contact Outside Hungary, John Benjamins Publishing, Amsterdam, 2005, pp. 11 [۱]
  2. Salminen, Tapani (2002): Problems in the taxonomy of the Uralic languages in the light of modern comparative studies
  3. Michalove, Peter A. (2002) The Classification of the Uralic Languages: Lexical Evidence from Finno-Ugric. In: Finnisch-Ugrische Forschungen, vol. 57
  4. Lehtinen, Tapani (2007). Kielen vuosituhannet [The millennia of language]. Tietolipas (به فنلاندی). 215. انجمن ادبیات فنلاند. ISBN 978-951-746-896-1.
  5. Janhunen, Juha (2009). "Proto-Uralic—what, where and when?" (PDF). In Jussi Ylikoski. The Quasquicentennial of the Finno-Ugrian Society. Suomalais-Ugrilaisen Seuran Toimituksia 258. Helsinki: Société Finno-Ougrienne. ISBN 978-952-5667-11-0. ISSN 0355-0230.
  6. Kulonen, Ulla-Maija (2002). "Kielitiede ja suomen väestön juuret" [Linguistics and the roots of the Finnish population]. In Grünthal, Riho. Ennen, muinoin. Miten menneisyyttämme tutkitaan [In times gone by. How to study our past]. Tietolipas (به فنلاندی). 180. انجمن ادبیات فنلاند. pp. 104–108. ISBN 978-951-746-332-4.
  7. Michalove, Peter A. (2002). "The Classification of the Uralic Languages: Lexical Evidence from Finno-Ugric". Finnisch-Ugrische Forschungen. 57.
  8. Salminen, Tapani (2002). "Problems in the taxonomy of the Uralic languages in the light of modern comparative studies". Лингвистический беспредел: сборник статей к 70-летию А. И. Кузнецовой [Linguistic chaos: a collection of articles on the 70th anniversary of A. I. Kuznetsova]. Moscow: Izdatel'stvo Moskovskogo Universiteta. pp. 44–55. Archived from the original on 2019-01-13.
  9. Michalove, Peter A. (2002). "The Classification of the Uralic Languages: Lexical Evidence from Finno-Ugric". Finnisch-Ugrische Forschungen. 57.
  10. Kulonen, Ulla-Maija (2002). "Kielitiede ja suomen väestön juuret" [Linguistics and the roots of the Finnish population]. In Grünthal, Riho. Ennen, muinoin. Miten menneisyyttämme tutkitaan [In times gone by. How to study our past]. Tietolipas (به فنلاندی). 180. انجمن ادبیات فنلاند. pp. 104–108. ISBN 978-951-746-332-4.
  11. Lebedynsky, Iaroslav, Les Nomades: Les peuples nomades de la steppe des origines aux invasions mongoles [The Nomads: the steppe nomad people from origins to Mongol invasions] (به فرانسوی), p. 191.
  12. Sugar, Peter F. A History of Hungary. Indiana University Press. p. 9. ISBN 978-0-253-20867-5.
  13. Maxwell, Alexander (2004). "Magyarization, language planning, and Whorf: The word uhor as a case study in linguistic relativism". Multilingua. 23 (4): 319–337. doi:10.1515/mult.2004.23.4.319. S2CID 143937903.
  14. Marcantonio, Angela (2002). The Uralic Language Family: Facts, Myths and Statistics. Blackwell Publishing. p. 19.
  15. "Comparison of Finno-Ugric languages". sziszki.hu.